با توجه به موقعیت طبیعی و استراتژیک دشتستان در منطقه جنوب ایران ، این شهر در ادوار گذشته بیش از پیش مورد توجه پادشاهان و سلاطین بوده ، به طوری که سابقه دیرینه اش حتی به پیش از عصر هخامنشی می رسد و ریشه در عصر ایلام دارد .

این مطلب را بقایای کاخ زمستانی کوروش ( 529-559 ق-م ) ثابت می کند . ته ستون ها و سر ستون های یافت شده در(تل مو ) که تلی است معروف و باستانی از روزگاران ایلامیان ، تشابه بسیاری با ستون های تخت جمشید و شوش دارند . این کاخ در سال ( 529 ق.م) به دستور کوروش ، پادشاه مقتدر ایرانی بنا شد و از لحاظ دومین کاخ هخامنشی پس از کاخ پاسارگاد به حساب می آمد و هدف کوروش از بنای این کاخ تسلط یر سرزمین های جنوب ایران و نظارت بر پهنه خلیج فارس بود . علاوه بر این کاخ ، بقایای کاخ دیگری به نام کاخ سنگ سیاه در 12 کیلومتری برازجان و در حاشیه رودخانه در سال 1350 توسط هیات باستان شناسی به سرپرستی آقای علی اکبر سفراز کشف شد که آن نیز مربوط به عصر هخامنشی است . بقاییای بازمانده در دو سوی رودخانه آردو ( رودخانه ای بجا مانده از دوران ایلامی ها و شاید قبل از ایلام که اکنون به صورت مسل در آمده و خشک است ) و تل پهن ( تلی است تاریخی مشرف به رودخانه آردو ) و آثار دیگری در سایر مناطق دشتستان از عظمت و قدرت تاریخی این منطقه خبر می دهد . آثار تاریخی شهر توج ( توژ) در منطقه سعد آباد از توابع دشتستان ، بقایای سد ها ، آب بند ها ، قلعه ها ، برج ها ، پل ها و مخازن آب همه نشان از تاریخ دیرین این منطقه دارند . بنی گور دختر و آثاری از کوشک های عصر ساسانی در منطقه پشت پر ، توجه هخامنشیان و ساسانیان را به این منطقه نشان می دهند . در مشرق لیان (برازگان) از گذرگاه پرتلاطم تاریخ ایلام گذشت و با حفظ میراث های مادی و معنوی ، موقعیتی تازه را برای سلسله هخامنشی به وجود آورد تا با شرایط حساس و استراتژیک خود ، نگاه بانی بیدار ، برای خطوط مواصلاتی و تجاری ایران بزرگ باشد برازجان معرب برازگان است و مطمئنا پس از حمله اعراب به ایران چنین تغییری را پذیرفته است .راجع به وجه تسمیه برازجان که به صور گوناگون مثل برازگان ، برازجون و برازگون آمده تاکنون عقاید مختلفی ابراز گردیده ولی هیچ یک روشن نکرده اند این نام از کجا و چگونه گرفته شده است . آیا از عهد باستان به این نام معروف بوده یا بعد ها این اسم بر آن اطلاق گردیده . صاحب آثار عجم می گوید : بر اساس تقسیمات ایالتی فارس در زمان ساسانیان برازگان یا برازجان یکی از کوره های قباد بوده است ( چهارم کوره قباد که در آن است بوشهر و برازجان )

کتاب عارف دیهیم دار هم از دو محل از منطقه دشتستان نام برده . شیانکاره و برازجان به عقیده نگارنده کتاب جایگاه دشتستان در سرزمین ایران چنین بوده است : که به گزارش بعضی از مورخین در موقع جنگ ، وقتی شاه دستور می داد تا جنگاوران سراسر ایران در محلی اردو زنند ، هر سپاهی که از ایالات و ولایات می آمد پرچم و نشانی مخصوص داشت و معمولا نشان را از میان حیوانات مقدسی که مظهر قدرت و سمبل شجاعت می دانشتند انتخاب می کردند . مثلا خاندان قارن ، سر گاو میش ، بزرگان گوگان ، ببر و قبیله مهران نقش پلنگ را بر لوحی سیمین یا زرین بر سینه داشتند . چه بسا مردم این دیار هم با پرچمی که شکل گراز بر آن نقش بوده در جنگ مشارکت می کردند ، مشخص کردن خاندان ها طوایف و گروه های لشگری ، احتمال دارد به این علت بوده که فتح ها ، فرار ها ، جانبازی ها و رشادت های اقوام در هنگام نبرد معلوم باشد .

گوردختر،‌ كوشك اردشير، كاخ‌هاي هخامنشي بردك‌سيا و چرخاب، دژ برازجان، تل‌خندق، غار چهل‌خانه، چشمه‌ آبگرم دالكي، شاهزاده ابراهيم و... نشان از تاريخ و تمدن سرزميني دارد كه از دوره ايلام تاكنون در سكوت دشت‌هايي پا بر جا و محكم ايستاده است.
تپه تاريخي تل‌مر، در كنار كاخ كوروش، در اصل قلعه‌اي بوده كه قدمت آن به دوره ايلامي مي‌رسد. گفته مي‌شود از اين قلعه براي ديده‌باني كاخ كوروش استفاده مي‌شد. با فرو ريختن قلعه در طول قرن‌ها آن را تبديل به يك تپه كرده و اكنون پس از حدود 25 قرن تنها خشت‌هايي از آن بناي قديمي باقي‌مانده است متأسفانه در سال 1363 شهرداري، بخش بسياري از آن را خاكبرداري كرد.
از ديگر آثار باستاني منطقه شبستان، غار چهل خانه در سعدآباد است. اين غار در واقع، دخمه‌هايي را شامل مي‌شود كه در يك تپه كوه مانندي قرار گرفته و بنابر روايتي فراموشخانه ‌بوده است.
برخي كارشناسان و نويسندگان بر اين عقيده‌اند كه شاهزادگاني كه مورد خشم دربار قرار گرفته يا به بيماري جنون دچار مي‌شدند را براي اينكه از انظار عموم بمانند به اين منطقه انتقال مي‌يافتند. فراموشخانه از سه سمت مسدود بوده و تنها از يك سو، آن هم تنها به پرتگاه راه داشته است.
پيشينه تل‌خندق در روستاي ده‌غايه و در شمال برازجان، به دوره ايلامي مي‌رسد. اين منطقه زماني شهر بزرگي بوده است و تپه سد دفاعي منطقه محسوب مي‌شد كه دور آن را خندق كشيده بودند و درون آن مجموعه‌اي از پايگاه‌هاي نظامي قرار داشت.
معماري گوردختر با پاسارگاد يكي است. گويي كه معمار هر دو، يكي بوده است. احتمال مي‌رود اين بنا پيش از مقبره كوروش به‌وجود آمده و پاسارگاد شكل تكامل يافته گوردختر باشد.
باتوجه به اينكه جاي كتيبه اين مقبره خالي است، نمي‌توان در مورد اينكه چه كسي در آن دفن شده، نظر قطعي داد. تنها مي‌توان گفت گوردختر، واقع در دشت بزپز، بنايي متعلق به دوره هخامنشي است.
در دوره جديدتر، قلعه "تنگستان"، قلعه "زاير خضرخان" يا قلعه "كلات" در كوه‌هاي پهلوان كش اهرم به‌جامانده است. اين قلعه منسوب به مبارزي دشتستاني به‌نام "زايرخضر خان" بوده كه در دوره قاجاريه ساخته شده و برفراز تپه، روي خرابه‌هاي بناهاي پيشين شكل گرفته است كه معماري باستان‌شناسان را پيچيده‌تر مي‌كند.
قلعه داراي 4 برج است كه در زمان حمله انگليس به ايران اسراي انگليس را به آنجا منتقل مي‌كردند.
نخلستان‌هاي دشتستان نيز از ميراث طبيعي اين منطقه محسوب مي‌شود. متوسط عمر نخل‌ها 50 يا 60 سال است و تا هر يك از آنها به مراحل باروري برسد، 10 سال زمان نياز دارند.
گويش كنوني مردم منطقه فارسي با كمي لهجه ‌لري است.